بررسی مالکیت فلسطین در تورات/ 1
خداوند فلسطین را به ابراهیم و نسل موحد او عطا کرده است
![]() |
یهودیان بهتر از هر کس دیگر، به این حقایق واقفند و برای همین است که هجده قرن بعد از اخراجشان از فلسطین برای بازگشت به آن زمین مقدس اقدامی نکردند. اما بدعت گذاران یهود در اواخر قرن 19 مدعی مالکیت فلسطین بر اساس تورات شدند. این سلسله مقالات، سعی دارد با زبانی ساده این ادعای صهیونیستها را بررسی کند. صهیونیستها با استناد به تورات، مدعی مالکیت فلسطین هستند. مطالعه تورات نشان میدهد که خداوند زمین فلسطین را به ابراهیم(ع) عطا فرمود و به او تأکید کرد که نسل او باید موحد باشند وگرنه خداوند آنها را از این زمین اخراج خواهد فرمود. این شرط به وسیلۀ حضرت موسی(ع) نیز مؤکد شد و خدای حکیم در این خصوص از یهود پیمان محکمی گرفت. اما این شرط رعایت نشد و خداوند دو نوبت بنیاسرائیل را از فلسطین تبعید فرمود و در نوبت سوم آنها را برای همیشه نفی بلد کرد. بنیاسرائیل نخستین مرتبه در زمان یوسف(ع) به مصر تبعید شدند و تا چهار نسل در آنجا ماندند تا وقتی که خداوند به واسطۀ حضرت موسی(ع) آنها را به فلسطین باز آورد. نوبت دوم تبعید یهود، در سال 586 قبل از میلاد به بابل بود البته بعد از آنکه بخت النصر اورشلیم را فتح کرد و معبد سلیمان را تخریب نمود. و نهایتاً در سال هفتاد میلادی، چهل سال بعد از اتمام حجّت حضرت عیسی(ع) با این قوم، بلای خداوند به توسط رومیان بر این قوم نازل گشت و یهودیان برای ابد از فلسطین اخراج شدند. تنها راه بازگشت یهود به فلسطین آن است که توبه کنند و از راه پدران خود بازگشت نمایند. این موضوع از آیه هشتم سوره إسراء استنباط میشود (عَسىَ رَبُّکمُْ أَن یَرْحَمَکمُْ وَ إنْ عُدتمُْ عُدْنَا).
********
اختلاف نظر مسلمانان و یهودیان درباره فلسطین
صهیونیستها برای ادعای مالکیت فلسطین کتاب تورات را نشان میدهند و میگویند از سال هفتاد میلادی تاکنون که از فلسطین نفی بلد شدهاند در کشورهای مختلف آواره و تحت ظلم بودهاند. اما بعد از کشتار هیتلر از این قوم به لزوم داشتن سرزمین و حکومت بیش از همیشه احساس نیاز میکنند. آنها همچنین میخواهند با ساختی معبدی در مکان معبد سلیمان، یهوه را عبادت کنند.
اما مسلمانان، که 1400 سالِ گذشته را در آنجا زندگی کرده و سند و قباله دارند میگویند که اینجا وطن ماست و نمیتوانیم به هیچ قیمتی از آن صرف نظر کنیم. آنها از اهمیت بیتالمقدس خبر میدهند که محل صعود حضرت رسول الله(ص) در شب معراج بوده است و آیاتی از قرآن مجید را در این خصوص نشان میدهند (إسراء/ 1). مضافاً که بیتالمقدس قبله اول مسلمانان بوده (بقره/ 144 و 149 و 150) و ایشان چهارده سال آغازین اسلام را بدان سو نماز میخواندهاند. مسلمانان میگویند اگر اروپاییان به یهودیان ظلم کردهاند چرا ما باید تاوان آن را پس بدهیم؟!
این سخنان را همگی شنیده و میدانیم که این مباحثات تاکنون به نتیجۀ عملی منجر نشده است. لکن ما به دنبال یک حکم قاطع میگردیم تا هر دو ملت اسلام و یهود به آن گردن بگذارند؛ حکمی که قاعدتاً باید از سوی خداوند متعال باشد، چرا که هر دو گروه مسلمان و یهودی در مالکیت زمین فلسطین به مواریث دین خود استناد میکنند و «دین» هم البته از سوی خداوند است و چون خداوند یکی است، پس دین هم یکی است، خصوصاً که از خدای حکیم، تناقض صادر نمیشود. پس ادعای یکی از این دو گروه باطل خواهد بود. سعی ما در این مقال آن است که رأی خداوند متعال را از لابلای متون دینی استخراج کنیم، به طوری که حتی برای یهودیان قابل انکار نباشد.

روش جدال احسن
چگونه میتوان رأی خداوند را در خصوص زمین فلسطین از متون دینی استخراج نمود؟ قوم یهود اصولاً مسلمانان و مسیحیان را به رسمیت نمیشناسند و کتب مقدس ایشان را قبول ندارند. اما مسلمانان حضرت موسی(ع) را به عنوان یکی از پنج پیامبر بزرگ همه اعصار به عظمت میشناسند، لیکن حساب او را از حساب قومش جدا میکنند و وفق فرموده قرآن معتقدند که آن تورات که موسی(ع) از جانب خداوند برای قومش آورد در طول زمان در معرض انواع تحریفات بوده و لذا قابل اعتماد نیست. و چه بسا معتقدند که اگر تورات تحریف نشده بود این مسائل و منازعات نیز پیش نمیآمد. اکنون به راستی چه باید کرد؟
برای مباحثه با اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) خداوند متعال به مسلمانان دستور داده تا از روش «جدال احسن» استفاده کنند. مطابق نحل/ 125 خداوند حکیم، رسول خاتم خود را به «جدال احسن» فرمان داده و در عنکبوت/ 46 مسلمانان را از مجادله با اهل کتاب بجز این روش، نهی کرده است. «جَدَل» یا «دیالکتیک» صناعتی از علم منطق است که در آن برای مباحثه و غلبه بر خصم، از عقاید و مقبولات خود او استفاده میشود. اما «جدال احسن» آن است که فقط از «معتقدات حق و صحیح« طرف مقابل برای «اثبات حق» استفاده شود. این فرمانِ خداوند در قرآن، نشان میدهد که «حقیقت» از تورات کنونی محو نشده و میتوان بسیاری از مسائل مورد مناقشه ادیان را با همین روش و با استناد به عهدین (تورات و انجیل) حل کرد. راقم به این روش اقدام کرده و نتایج آن حیرت انگیز بوده است. لکن لازم است در ابتدا تاریخ بنیاسرائیل را از منظر اسلام و یهود، مختصراً مرور کنیم.

پیدایش قوم بنیاسرائیل
وقتی حضرت موسی(ع) بنیاسرائیل را به معجزات خداوند از مصر بیرون آورد و فرعون و پیروانش را در دریا غرق نمود، فیالواقع اولین دوره اسارت بنیاسرائیل به پایان رسیده بود. بنیاسرائیل یعنی پسران دوازدهگانه حضرت یعقوب، مقرّر بود که چهار نسل در زمین مصر در تبعید باشند تا از گناهی که به سبب فروختن یوسف مرتکب شده بودند پاک شده و لایق آن گردند تا مثل پدرانشان، ابراهیم و اسحاق و یعقوب، در سرزمین کنعان (فلسطین) زندگی کنند.